پنجشنبه, 05/02/1399 - 10:10 hoseinghasemi
روايتي از خدمات جهادگر بسيجي، شهيد محمد هادي نژاد

از نبرد با فقر و محروميت تا جنگ با تكفيري ها

با شهادت محمد هادي نژاد رقم شهداي خوزستاني مدافع حرم به 30 رسيد. شهرستان آغاجري پيش از محمدهادي نژاد، دو شهيد ديگر نيز در راه دفاع از حرم عقيله بني هاشم (س) تقديم كرده بود. شهيد محمد هادي نژاد تا پيش از انتشار خبر شهادتش و نائل آمدن به عنوان درخشان مدافع حرم اهل بيت (س)، در ميان نزديكان و همشهري هايش به عنوان يك بسيجي جهادگر و مسئول گروه جهادي منتظران موعود شناخته می شد. خبرنگار ما درباره فعاليت هاي اجتماعي شهيد محمد هادي نژاد پيش از اعزام به سوريه با تعدادي از نزديكان او به گفت و گو نشسته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج سازندگی: كمال آشنا، از دوستان بسيجي شهيد محمد هادي نژاد مي گويد: هنوز شهادت محمد را باور نكرده ايم. وجب به وجب سپاه ناحيه آغاجري شاهد خدمات و خاطرات او بوده است. شهيد هادينژاد هدايت گروه جهادي منتظران موعود را بر عهده داشت. اين گروه جهادي انبوهي از خدمات عمراني را به مردم محروم آغاجري ارائه كرد، مردم هم در تشييع پيكر محمد سنگ تمام گذاشتند. او مي افزايد: محمد تنها فرزند پدر و مادر پيرش بود. خيلي از بچه هاي پاسدار مريد اين بسيجي بودند. وقتي آمد و از من خواست به او كمك كنم تا به عنوان بسيجي داوطلب به سوريه اعزام شود، با او شديدا مخالفت كردم چون تنها فرزند پدر و مادرش بود. اما او گفت من راه دفاع از حرم اهل بيت (س) را انتخاب كرده ام و بايد آن را طي كنم. 

خدمات جهادي شهيد هادي نژاد

مسئول بسيج سازندگي سپاه ناحيه آغاجري درباره فعاليت هاي جهادي شهيد هادي نژاد خاطرنشان مي كند: خدمات جهادي شهيد هادي نژاد به مردم محروم آغاجري متعدد است. محمد هادي نژاد و گروه جهادي اش تمام مدارس تحت پوشش طرح هجرت را در شهرستان مرمت كردند و كار برق كشي و لوله كشي اين مدارس را بدون دريافت ريالي دستمزد انجام دادند. تعمير سرويس هاي بهداشتي مساجد و برق كشي و لوله كشي خانه هاي محرومين از جمله ديگر فعاليت هاي اين گروه جهادي بود. محمد كاملا فني و در كار تاسيسات استاد بود. كمال آشنا ادامه مي دهد: شهيد هادي نژاد و گروه جهادي اش سال گذشته سقف خانه دو شهروند محروم را كه دچار ريزش شده بود، به طور كامل تعمير كردند. امسال هم چند روز قبل از اعزام سقف ريزش كرده يك خانواده ديگر را بدون هيچ دستمزدي تعمير كرد. محمد وقتي فهميد يك پيرمرد و پيرزن مستضعف در خانه شان حمام ندارند، سريع دست به كار شد و علاوه بر ساخت حمام و تهيه آبگرمكن، سرويس بهداشتي شان را به طور كامل بازسازي كرد.

بازسازي كامل يك مدرسه

او درباره محروميت هاي شهرستان آغاجري، اظهار مي كند: مركز شهرستان آغاجري قبلا محل اسكان انگليسي هايي بود كه در شركت نفت كار مي كردند و مردم نيز در كنار آنها به صورت عشايري روزگار مي گذراندند. پس از پيروزي انقلاب شهر به دست مردم افتاد اما شركت نفت به مردم گفت بايد اينجا را ترك كنند. مردم مقاومت كردند و ماندند اما دستگاه ها از ارائه خدمات شهري و روستايي خودداري كردند. بيشتر خانه ها در اين منطقه كاه گلي است و مردم بسيار مستضعف هستند. شهيد هادي نژاد و گروه جهادي اش وقف خدمت به اين مردم بودند. شهرستان آغاجري 150 شهيد تقديم انقلاب كرده است. مسئول بسيج سازندگي سپاه ناحيه آغاجري با اشاره به خاطره اي از شهيد هادي نژاد، مي گويد: در يكي از روستاهاي اطراف آغاجري، مدرسه اي وجود داشت كه در سال 1342 ساخته شده بود و از 10 سال قبل تا امروز به دليل تخريب كاملا متروكه شده بود. در آن روستا با همكاري محمد يك اردوي جهادي برگزار و مدرسه را به طور كامل بازسازي كرديم. بزرگ آن ده يكي از شيوخ عرب بود. اعراب به طور كلي انسان هاي مهمان نوازي هستند و براي پذيرايي از مهمانشان سنگ تمام مي گذارند. شيخ اين ده براي تشكر از بچه هاي جهادي ضيافت شام مفصلي ترتيب داد. وقتي در مجلس او حاضر شديم متوجه شديم محمد نيامده. بعدا محمد را ديدم و علت غيبتش را پرسيدم. گفت مگر ما چه كار كرده ايم كه چنين تداركي برايمان ديده اند. اين را مي گفت و بيسكويت ساقه طلايي اش را می خورد. 

مادر شهيد گفت: شرمنده زينب (س) هستم

كمال آشنا، م يافزايد: فعاليت جهادي محمد البته محدود به خدمت رساني به محرومين نبود. همه كارهاي تاسيساتي سپاه آغاجري را به صورت رايگان و به اصرار خودش انجام مي داد. محمد بسيجي بود اما قلبش به عشق سپاه مي تپيد. بچه هاي سپاه هر كاري مي كردند محمد قبول نمي كرد حتي يك ريال دستمزد بگيرد. مي آمد و همه تعميرات تاسيساتي سپاه آغاجري را با ذوق و علاقه انجام مي داد. مسئول بسيج سازندگي سپاه ناحيه آغاجري خاطرنشان مي كند: مادر شهيد هادي نژاد زن مجاهد و بسيار سلحشوري است. او در مراسم تشييع پسرش سخناني بر زبان آورد كه قلب همه را آتش زد. مادر شهيد هادي نژاد گفت من خواب ديدم كه حضرت زينب كبري (س) پسرم را از من درخواست كرد. چند روز بعد محمد آمد و گفت مي خواهم بروم سوريه. به او گفتم مادر جان براي چه ميخواهي بروي؟ تو تنها پسر من هستي. جواب داد وقتي حضرت زينب (س) مرا خواسته بايد بروم. افتخار مي كنم پسرم را در راه دفاع از حرم حضرت زينب (س) دادم. تنها سرمايه زندگي من محمد بود، شرمنده زينب (س) هستم كه چيز ديگري ندارم تا فدايش كنم.

محمد چگونه اعزام شد؟

سرهنگ علي رضا خردمند، فرمانده سپاه ناحيه آغاجري درباره نحوه اعزام شهيد محمد هادي نژاد به سوريه مي گويد: محمد بسيجي بود و اصرار زيادي داشت تا اعزام شود اما من نمي پذيرفتم. پيش از اين يكي از دوستان محمد به سوريه اعزام شده بود و او بسيار دلتنگي مي كرد. محمد در آستانه اعزام دوست بسيجي اش به او گفته بود سلامم را به حضرت زينب (س) برسان و آنجا برايم دعا كن تا من هم مدافع حرم شوم و به شهادت برسم. دوستش گفته بود اگر پايم به سوريه برسد فقط دعا مي كنم مدافع حرم شوي اما محمد اصرار كرده بود كه براي شهادتش نيز دعا كند. وقتي شنيدم محمد از دوستش چنين در خواستي كرده، ديگر نتوانستم با اعزام او مخالفت كنم و او اين چنين عازم سوريه شد.

شهید